خرید بک لینک

آشنايي با سير تحول انديشه مديريت

مقدمه

از زماني كه بشر به زندگي اجتماعي روي آورد براي رفع نيازهاي خود همواره دركارهاي دسته جمعي وگروهي نياز به هماهنگي، رهبري و در بسياري موارد برنامه ريزي و سازماندهي پيدا كرد.درهر زمينه كه براي تحقق اهداف دسته جمعي نياز به همكاري پيدا مي شد، رهبري بايد گروه را درجهت هدف هدايت مي كرد.البته نحوه انتخاب رهبر درجوامع مختلف متفاوت بوده است ولي واقعيت اين است كه بدون وجود انديشه مديريت از بدو زندگي اجتماعي انسانها يا از بدو تاريخ، عمل مديريت وجود داشته است .لوح هاي گلي بازمانده از سومريان كه قدمتي ۵۰۰۰ ساله دارد نشان مي دهد كه آنان موجودي انبارهاي خود را درآنها يادداشت وآنها را در معابد نگهداري مي كرده اند.شايد اين لوح ها اولين آثار مدون عمل مديريت در تاريخ باشد.

1- نظريه هاي كلاسيك

قديمي ترين نظريه مديريت، نظريه سنتي (كلاسيك) است.اين نظريه به سه شاخه اصلي مديريت علمی، مديريت اداري، مديريت بروكراتيكتقسيم مي شود.اين شاخه ها در دوره بازه زماني معيني(1920-1880) و توسط سه گروه جدا از هم كه به ترتيب اهل آمريكا، فرانسه و آلمان بودند پديد آمده وگسترش يافته است.

الف)نظريه مديريت علمی

مديريت علمی مکتبی است که براثر مشاهده و مطالعه منظم امور مربوط به توليد و تجزيه و تحليل چگونگی انجام کار در سطح کارگاه پديدآمد.

اين نهضت از اواخرقرن نوزدهم با مطالعات مهندس جوانی به نام "فردريک وينسلوتيلور"در آمريکا آغاز شد.روش تيلور به اينگونه بود که از طريق مطالعه چگونگی انجام کار قواعد حاکم بر کار را کشف مي کرد و بر اين اساس به اصولی دست مي يافت.

هدف او اين بودکه جنبه های مختلف ارتباط ماشين-کارگر را تعريف کند. فلسفه مديريت علمی اين بود که اساس مديريت بايد بر واقعيت های اثبات شده باشد نه بر حدس وگمان. منظور تيلور از علم و روشهای علمی، مشاهده و ارزيابی منظم است.او معتقد بودکه به مدد اصول علمی، مي توان فعاليتهای توليدی را تحت نظم درآورد وکارايی را افزايش داد.

درنظام مديريت علمی تيلور استفاده از نظام دستمزد تشويقی توصيه شده است.او ازمسئولين مي خواست که با تعيين وظايف روزانه کارکنان و استانداردهای کار به کسانی که بيش از استاندارد تعيين شده، توليدکنند، پاداش داده شود وکسانی که کمتر از استاندارد کارکرده باشند تنبيه شوند.

دراين نظريه اعتقاد براين است افزايش كارايي به پيداكردن راه براي كارآتر كردن كارگر بستگي دارد. هدف اين نظريه اين بود كه جنبه هاي مختلف ميان ماشين و كارگر را تعريف كند.براي رسيدن به اين هدف، به جاي تأكيد بر روشهاي سنتي كار، مجموعه اي از مشاغل كارگري را تحليل و از نظر زماني اندازه گيري و ابزارهاي كار را نيز مطالعه كردند، انگيزه هاي كاركنان و نوع سرپرستي آنها را مورد توجه قرار دادند تا بتوانند براي اجراي هركار بهترين روش را تعيين كنند.

دراينجاشيوه هاي موردنظربراي تعيين بهترين روش اجراي هركاررا که توسط تیلور مورد مطالعه قرار گرفته بود رابه اختصارتوضيح مي دهيم:

1- مطالعات زمان سنجی وحركت سنجی.دراين روش وقتي كارگري درحال انجام وظيفه است حركات فيزيكي او بررسي و اندازه گيري مي شود.سپس نتيجه اين بررسي را تحليل و حركات زايدي را كه موجب كاهش توليد و افزايش هزينه و زمان مي شود حذف مي كنند.يكي از اهداف مطالعه زمان سنجی وحركت سنجی كارآمدتركردن يك شغل و حذف تلاش فيزيكي زايد و همچنين اختصاص رشته اي از فعاليتهاست كه زمان، هزينه وتلاش هاي مورد نياز را براي توليد هر محصول به حداقل برساند.يك روش و زمان استاندارد براي انجام هر وظيفه تنها در صورتي مي تواند موثر باشد كه ساير عوامل از قبيل سرعت ماشين، تغذيه ماشين، عرضه مواد خام و مانند آنها نيز استاندارد شده باشد.

2- سرپرستي تخصصي.دراين روش اعتقاد بر اين است يك سرپرست نمي تواند برتمام مراحل كاركساني كه سرپرستي آنها را عهده دار است تسلط و نظارت داشته باشد. بنابراين حوزه خاص تخصص هر سرپرست حوزه اختيار او محسوب مي شود.اين راه حل را سرپرستي تخصصي ناميدند و براي هر كارگر هشت سرپرست تعيين كردند .چهار سرپرست فعاليتهاي برنامه ريزي، برنامه توليد، مطالعه زمان و حركت و نظم را اداره مي كردند.و چهار سرپرست ديگر فعاليتهايي چون نگهداري ماشين، سرعت ماشين، تغذيه مواد به ماشين و توليد دركارگاه را زير نظر داشتند.

3- انگيزه هاي مادی.دراين نظريه عقيده براين است كه پول انگيزه ايجاد مي كند و فرض مي شود كه كارگران افراد منطقي هستند، دستورهاي مدير را اجرا مي كنند، به انگيزه هاي مالي پاسخ مي دهند و درنتيجه پول بيشتري به دست مي آورند.

اصول مديريت علمي.برمبناي نظريه مديريت علمي عملكرد غيرواقعي و سرعت كم كارگران را مي توان با نگرشي نظام مند به مديريت برمبناي هدايت وحمايت صحيح سرپرستان وايجاد انگيزه هاي پولي براي كارگران اصلاح كرد.براين اساس براي انجام هركاري هميشه راه بهتري وجود دارد و تنها با بكار بستن اصول مديريت علمي مي توان روش صحيح اجراي هركار را يافت. در اينجا به چهار اصل مديريت علمي اشاره مي كنيم :

اصول مديريت علمي

١- استفاده از روش علمی براي انجام هر یک از عناصر تشکیل دهنده کار به جای اعمال روشهای غيرعلمي متداول

٢- انتخاب کارکنان بر اساس شایستگی وگزينش علمي و آموزش و تربيت آنان براي اجراي بهتر وظايف خود

٣- همكاري صميمانه مديريت با كاركنان به منظور اطمينان از کاربرد روشهای علمی تعیین شده در انجام وظایف شعلی

۴- تقسيم منصفانه كار و مسئوليت بين مديريت وكاركنان به گونه ای که هر کدام بخشی را که بیشتر مناسب آنهاست به عهده گیرند بطوریکه طرح ریزی و مطالعات علمي براي بهبود روشها به عهده مديريت باشد و پيروي كامل از روشها و استانداردهاي تعيين شده وظيفه كارگران محسوب شود.

ارزيابی مديريت علمی

شرکتهایی که اصول و شيوه های مديريت مورد نظر تيلور را به کاربستند ميزان سرعت توليد خود را بيش از آنچه تيلور قادر به تصور باشد افزايش دادند.نظريات تيلور بر مديران تأثيرکرد وآنان توانستند انتخاب کارکنان را اصلاح کنند، جريان آموزش تيلور را برقرارسازند و بهترين راه را برای اجرای هر وظيفه بيايند.

ولی مديريت علمی با مفروضاتش درباره انسان محدوديت هایی دارد زيرا انسان را موجودی تصور مي کند که بدواً با نيازهای اقتصادی و فيزيکی انگيزش مي یابد، در نتيجه اشتياق کارگران را برای رضايت شغلی و نيازهای اجتماعی آنان را به عنوان يک گروه ناديده مي گيرد و از تنش هايی که ناشی از محروميت اين نيازها باشد غفلت مي کند.

در واقع مدل تيلور چنانکه "هربرت سايمون" گفته است به وضوح يک مدل مکانيکی است.پيروان اين مکتب اعضای يک سازمان را مانند ساير ابزار و وسايل کار تلقی مي کردند و اداره کردن آنها را ساده می انگاشتند. در واقع تیلور بیشتر به وظایف سازمانی توجه می نمود.

تیلورچهاراصل؛علمی کردن فعالیت های هرشغل،انتخاب کارکنان مناسب هرشغل،آموزش وحمایت کارکنان ازطریق مشخص کردن راه انجام کار را پیشنهادکرد و معتقد بود برای پیاده کردن این اصول،روشهایی مثل؛بررسی واندازه گیری زمان دقیق انجام کار،تخصصی کردن کارها،استانداردکردن ابزارکار،تهیه شرح وظایف کارکنان وتنظیم سیستم پرداخت حقوق متناسب باکیفیت کارکارکنان مورد نیاز است.ماحصل این نظریه این است که انسان موجودی اقتصادی فرض می شودکه صرفاً تحت تأثیرانگیزه مادی قراردارد،توجه به کارایی و هدف سازمانی معطوف بوده وهمچنین "کارسنجی"،"زمان سنجی" و"مزدسنجی" جوهره کار مدیریت علمی بود.

برچسب: سرپرستی, نویسنده: آرین شمس تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 14:27

صفحه بندی